با اطلاع از وجوه مدیریت برند در این مقاله می کوشیم تا به شما کمک کنیم که پس از ثبت برند به راحتی نسبت به برندینگ و دوام برند خود راهکار مناسب اتخاذ کنید

وجوه مدیریت برند

چهار وجه برند

پس از ثبت برند دومین مباحثی که مطرح می شود. مباحث برندینگ و مدیریت برند است . پیش از این مطلب کاملی در حوزه برندینگ را برای شما کاربران عزیز نوشته بودیم و در این مطلب به وجوه مدیریت برند می پردازیم. در مدیریت برند و نام تجاری وجوه مختلفی تحت عنوان وجوه مدیرت برند وجود داردکه مشتمل بر 4 وجه است . اولین وجه وجه مادی برند است ، این که نام تجاری از نظر فیزیکی چیست ، از چه اجزایی متشکل است و اگر یک برند برند خدمات است و نه محصولات چگونه لمس و حس می شود ؟ مثلا" در خصوص برند کوکاکولا وجه مادی آن یک نوشیدنی گازدار است. وجه دوم  برند اثر آن است . منظور از اثر این است که پس از ثبت برند چه کسی تولید کننده کالا یا ارائه دهنده خدمات و چه شخصی مصرف کننده آن است . در بسیاری از موارد این وجه برند تنها یک اسم تجاری است مثل اسم تجاری کوکاکولا اما در برخی موارد نام سازنده را در بر می گیرد. وجه سوم مدیریت برند وجه ظاهر آن است که به معنای این است که چه چیزی برند را می سازد و آن را قابل شناسایی از سوی مصرف کننده می کند. در مورد کوکا کولا وجه ظاهری آن بطری های خاص با فونت خاص نگارش کلمه کوکاکولا در بطری های شیشه ای یا پلاستیکی است وجه آخر نیز وجه نهایی یا همان هدف نهایی برند است . این که یک برند برای چه چیزی و با چه هدفی به ثبت رسیده است می تواند بسیار مهم باشد. این وجه می تواند فوایدی که برند برای خریداران یا مصرف کنندگان دارد را در بر بگیرد.وجه نهایی برند هم این است که یک نوشیدنی خنک ، شادی آور و بدون قند است. وجوه مدیریت برند وجوه مدیریت برند

نتیجه گیری

در اینجا می خواهیم نظریه ارسطو در خصوص فلسفه برند و چیستی اسم تجاری را بیان کنیم . به عقیده ارسطو برند پس از ثبت موجودیت می یابد و ویژگی های آن سبب ارزش آفرینی و فایده رسانی به مصرف کنندگان می گردد. یعنی برند و علامت تجاری در واقع مجموعه ای است از ارزش های ذهنی و نامحسوس که تاثیر آنها و مزیت و کاربردشان قابل لمس و محسوس می باشد. در حقیقت وجوه برند را در قالب آنچه که هست ، آنچه از آن حاصل شده و تاثیری که می گذارد و شیوه نمود و جلوه آن تصور کنیم دیگر چیزی برای گفتن نمی ماند و در این هنگام که همه چیز قابل رویت و اندازه گیری و مدیریت است. ارسطو بر این باور بود که به ج چند استثنا مابقی برندهایی که بقا و دوام خوبی داشتند همگی مزیتی پایدار در اختیار خخریدار می گذاشتند و در طول سالیان بر آن مزیت تمرکز داشتند . در پایان با یک جمله می توانیم نتیجه گیری کنیم که برند چیزی جز اثری که بر جای می گذارد و حسی که در مصرف کننده نسبت به خود ایجاد می کند نیست.